X
تبلیغات
رایتل

یه 9 روزی خونه نبودم همسری شیفت بو د دو روز رفتم ولایت خونه عموم یه هفته اش هم رفتم گیلان غرب خونه داداشم. ..همسری هم به احتمال خیلی زیاد دو سه هفته دیگه به مدت 6 ماه میره دوره خیلییییی خیلییی دوری همسری برام سخته و چاره ای نیست و مجبوریم  موقعه زایمانم همسری شاید بهش مرخصی بدن شایدم نه، ایشالله که حسینم سالم باشه همسریم سلامت آن شالله دوراش تمام میشه و برای همیشه کنار همیم سه تایی همسری به امید خدا بره منم میرم خونه مامانم گاه گاهیم میرم خونه داداشم هفته هفته میمونم زن داداشم خیلی خانوم و مهربونه یه قلب مهربونی داره از وقتی که فهمیده همسری قراره بره دوره همش زنگ میزنه و میگه که برم خونشون تا بعد دوره همسری البته داداشمم خیلی اصرار داره برم اونجا و برادرزاده هامم همیشه دوس دارن خونشون باشم الهی فداشون بشم ...روز شنبه هم رفتم دکتر برام سونو رنگی  داپلر نوشته که شنبه هفته آینده که 24 هفته ام تمام میشه باید انجامش بدم...خرید خونه هم قطعی شد صاحب خونه زنگ زد و به امید خدا قراره فردا یا پس فردا بریم برای قول نامه کلی خودمون بردیم زیر قرض و قراره طلاهامم بفروشم البته داداشم زنگ زد گفت هر چی بخوایم بهمون پول میده و طلاهامو نفروشم شاید نصفشون رو نفروشم ....پدرم ،پدرشوهرم،خواهرم ،برادرشوهرم داداشم قراره بهمون قرض بدن کلی میریم زیر قرض ولی برای خریده خونه می ارزه....

تاریخ : دوشنبه 20 دی 1395 | 11:57 | نویسنده : parisa | نظرات (10)

  • paper | خشم | اصراف