X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

دیروز غروب منو همسری رفتیم خیابان موقعه برگشتن نزدیک خونمون یه خرگوش دیدیم همسری هم از ماشین پیدا شد گرفتش. همسری گفت گناه داره گربه میخوردش دیگه آوردمش خونه گذاشتیمش تو یه کارتن تو تراس ،تا روز دوشنبه بیریمش خونه مادرشوهرم دو سه روزم اونجا باشه بعد دو از شهر تو باغ یا مزرعه جایی آزادش کنیم..همه چی میخوره خیار،هویج، سبزی ذرت حتی نان هم میخوره،آب اصلا نمیخوره نمیدونم چرا شاید کلا خرگوشا آب نخورن.. یه لحظه تو تراس ولش کردیم نزدیک بود گلهای نازمو بخوره یه لحظه ولش کنیم ترتیب همه گلها رو میده خخخخ..



تاریخ : جمعه 16 مهر 1395 | 16:13 | نویسنده : parisa | نظرات (9)

  • paper | خشم | اصراف