X
تبلیغات
زولا

روز جمعه رفتیم خونه مادر شوهرم،وقتی میریم خیلی دوروبرمونه دلم براش میسوزه خیلی مهربونه و محبت میکنه و...محبتم اندازه داره به خدا به خودش سخت میگذره،براشون میوه بردیم هزارتا قسم قبل از خوردنش خورده که پولش باید ببرین و اگه نبرین بهش لب نمیزنم،موقع برگشتم به بدبختی پولشو انداخت تو ماشین!!!!ما هر وقت بریم اونجا هر چیزی لازم داشته باشن براشون میبریم پولش رو میده نمیبریم یواشکی میره میزاره تو جیب همسری...

امروزم عصر قراره بریم خونه جاریم تا روز چهارشنبه اونجا میمونیم آخه همسری 3 شنبه شیفته..



تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395 | 14:05 | نویسنده : parisa | نظرات (15)

  • paper | خشم | اصراف