X
تبلیغات
رایتل

کامنتها رو که خواستم پاسخ بدم همش این  اخطار و میده خطا در ثبت پاسخ نمیدونم دلیلش چیه دیگه نتونستم جواب بدم ببخشید دوستان..

عصر 5 شنبه سفر علی دختر خاله ام دعوت بودیم رفتیم ولایت هوا وحشتناک گرم بود یعنی آدم هلاک میشد خیلی از فامیلا و اشناهارو تو سفره علی دیدم غذای سفره علی هم چلو گوشت بوده تو سینی سه نفره به سبک قدیم خیلی حال داده خوشم اومده،عصر جمعه هم برگشتیم کرمانشاه برگشتنی رفتیم خونه جاریم چون همسری روز بعدش شیفت بود،شام رفتیم پاک کوهستان جمعه بود خیلی شلوغ بود به سختی جا پیدا کردیم چون دیرم رفتیم،دیشب هم برگشتیم خونه خودمون هیچ جایی خونه خود آدم نمیشه هر چند من خونه جاریم خیلی خیلی راحتم و باهم خوبیم ولی خونه خود آدم یه چیز دیگه س..فردا بعدظهرم منو خواهرم قراره بریم خونه عموم یکی دوروز بمونیم کلا این خونه عموم و خیلی دوست دارم و خونشون خیلی راحتیم زن عموم خیلی مهربونه و چون دخترش هم سن خودمه و خیلی باهم صمیمیم،این دختر عموم 6 سالش بوده عموم فوت شد (به علت سکته قلبی)تو سن 35 سالگی یه جورای غم تو چهر ه شه خیلی سخته از دست دادن پدر تو سن بچگی، به این خاطر این دختر عموم بیشتر از دوتا دختر عموام دوس دارم..



تاریخ : دوشنبه 4 مرداد 1395 | 12:47 | نویسنده : parisa | نظرات (7)

  • paper | خشم | اصراف