X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

مدتیه خیلی میریم خونه پدر شوهرم اکثرا هر جمعه ها رفتیم چند روزم همسری مرخصی گرفت این جمعه هم رفتیم دیگه یه جورای خسته شدیم ولی چاره نداریم پدر شوهرم دست تنهاس سنشم بالاس نمیتونه تنهای کاری انجام بده همش همسری میره کمکش ولی از این بابت خوشحال که دعای پدر و مادرش همیشه بدرقه راهمونه و چه خوبه که آدم پدر و مادرش از دستش راضی باشن ..فردا هم به احتمال زیاد همسری مرخصی بگیره و بره کمک ولی خداروشکر دیگه آخرای کارشونه هورااااااا...وبه امید خدا قراره روز سه شنبه بریم ساوه خونه خواهر شوهرم و از اونجام بریم قم و جمکران، به احتمال زیاد مادرشوهر یا خواهر شوهرم همرامون میان....

مدتیه بی خیال بچه شدم دکتر میرم هااا ولی بهش زیاد فکر نمیکنم

هنوزم وقت نشده آزمایشم و نشون دکتر بدم به خاطر ماه رمضان نرفتم مطلب گفتم برای خودم و همسری سخته با زبان روزه،14 پری این ماه هم میفته 3شنبه که قراره بریم خونه خواهر شوهرم انشالله ماه بعد دیکه حتما میرم، ،اگه این دفعه برم دکتر، دکترم کلی دعوام میکنه موندم چی جوابش بدم..

خداروشکر به خاطر همسر مهربونم و خانواده خوبش..همسری میگه مادرش اینا کلی ازم تعریفت کردم و گفت خیلی از دستم رضاین منم کاری براشون نکردم جز اینکه باهاشون مهربونم خدای اونام بهترینن و تو فک و فامیل همه میگن خوش به حالت عجب خانواده شوهر خوبی داری..خدایا بابت این نعمت خوب هزارمرتبه شکر




تاریخ : شنبه 12 تیر 1395 | 17:05 | نویسنده : parisa | نظرات (12)

  • paper | خشم | اصراف