X
تبلیغات
رایتل

شب یکشنبه رفتیم خونه جاریم چون ناهار همگی خونشون دعوت بودیم (خانواده همسرم )همگی شب هم ساعت 8 باهم رفتیم عروسی خوش گذشت...دیروز ظهر جاریم اینا خواستن برن خونه خواهرم عید دیدنی گفتن که ماهم باهاشون بریم و برگشتنیم اومدیم خونه خودمون..

روز مادر رو به مادرم و مادرشوهرم و روز زن رو به خودم و به تمام دوستای عزیزم تبریک میگم دیشب همسری گفت کادو چی بخرم برایت گفتم سایه ت رو سرم کافیه و مهربونیت و اخلاق خوبت بهترین کادوو و قبول نکرد و نقدی کادو و حساب کرد ممنون همسر بی نظریم..این 4 سالی که ازدواج کردم همیشه قبل اینکه من به مادرشوهرم زنگ بزن خودش زنگ میزنه هزار تا قسم قران میده که یه وقت کادو روز مادر برام نخرین اگه بخرین قبول نمیکنم و اینا ماهم دیگه نگرفتیمتا حالا (کلا مادرشوهر من آدم عجیبه اصلا یه زره هم دوست نداره بچه هاش و عروساش زحمت ببیفتن و هیچ انتظاری نداره) امسال من قبل اینکه زنگ بزنه زنگ زدم بهش و تبریک گفتم بهش مادرشوهر به منم تبریک گفت یه دعای قشنگی در حقم کرد که خیلی خوشم اومد بهم گفت انءشالله خدا بهت بچه سالم بده و بچه ات روز مادر و بهت تبریک بگه خیلی خوش اومد و در جوابش گفتن انءشالله...




تاریخ : چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 12:37 | نویسنده : parisa | نظرات (12)

  • paper | خشم | اصراف